على اصغر حلبى
74
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
* * * اين چنين بود كه معتزله در اواخر عصر اموى ، ظهور كردند ، و گرد سر و اصل بن عطا گرد آمدند ، چه وقتى از حسن بصرى از مرتكب كبائر پرسيدند ، و او گفت : وى مؤمنى منافق است . و بدين قول خواست رأى خوارج را ردّ كند كه مىگفتند مرتكب كبائر كافر است و پاداش او آنكه جاودانه در آتش بماند . در حالى كه و اصل هر دو رأى را نادرست خوانده گفت : وى نه مؤمن است و نه كافر ، بلكه در پايگاهى ميان دو پايگاه ايمان و كفر قرار دارد ، يعنى فاسق است ، و سزاوار است كه او را به فسقش شكنجه كنند ، و لذا بر اثر همين اختلاف ، حلقهء استاد خود را فرو گذاشت ، و حلقهء ديگرى ساخت و گروهى گرد او را گرفتند ، و فرقهء او به « معتزله » شناخته شد . معتزله به اوج ترقّى و شكوفايى خود در خلافت مأمون رسيدند ، و اين وضع در روزگار معتصم نيز ادامه يافت ، چنان كه در روزگار او امام احمد بن حنبل مروزى ( فت ، 241 ه . ق . ) را ، به دليل اينكه مبادى اعتزال را انكار مىكرد محاكمه كردند ؛ و عزّت و شوكت آن تا روزگار واثق نيز امتداد يافت ، و رجال آن در مراكز والايى از شئون مختلف دولتى اشتغال يافتند ، تا اينكه چون متوكل به خلافت رسيد ، به تدريج به اين فرقه و انديشههاى آنان مبارزه كرد ، و اهل سنّت را بركشيد ، و رجال معتزله را از مقامات رسمى كنار گذاشت . اما معتزلهء خالص و متفكّران اين فرقه شيوهء تفكّر خود را ، بدون نوآورى ، و صرفا تقليد از اصول معتزلهء گذشته ، ادامه دادند ، و همچنان ميان ايشان و مخالفانشان جدال و مناقشه رواج داشت تا اينكه ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى ظهور كرد ، و او در بحثهاى نظرى و لاهوتى بر معتزله سخت گرفت همچنانكه متوكّل از لحاظ سياسى چنين كرد . و در حقيقت سياست عبّاسى از عهد متوكّل حركت اشعرى را تقويت و تغذيه مىكرد ؛ و همين دشمنى ميان اشاعره و معتزله مايهء فتنهء بزرگى در خراسان گرديد ، و از آن به بعد نور معتزله خاموش گشت ، و مبادى اشعريّه رونق يافت ، و مذهب اهل سنّت بر اساس آن قدرت بسيار يافت . بدين ترتيب ، بر معتزله سه دورهء تاريخى گذشته است : نخست : دور پيدا شدن و رشد آنهاست كه با و اصل بن عطاء ، و عمرو بن عبيد آغاز شد ؛ دوم : روزگار شكوفايى فكرى ، بويژه بر اثر آزادى فكرى و تعمّق در فلسفه يونانى ، كه از نمايندگان آن ابو الهذيل علّاف و ابراهيم نظّام بلخى بصرى نامبردارند ؛